میوه انتخابات ریاست جمهوری خبر سیاسی

میوه: انتخابات ریاست جمهوری خبر سیاسی

گت بلاگز اخبار حوادث شروع شد، سلام&quot، زندگی مشترکی که به خاطر رابطه با شاگردمغازه محل از هم پاشید ، اولش با یک پیامک&quot

فریده در حالی که دختر خردسالش را در آغوش می فشرد، به بازپرس پرونده گفت: می دانم اشتباه جبران ناپذیری را مرتکب شده است ام و همسرم دیگر نمی تواند به من اعتماد کند

اولش با یک پیامک"سلام"شروع شد/ زندگی مشترکی که به خاطر رابطه با شاگردمغازه محل از هم پاشید

عبارات مهم : زندگی

فریده در حالی که دختر خردسالش را در آغوش می فشرد، به بازپرس پرونده گفت: می دانم اشتباه جبران ناپذیری را مرتکب شده است ام و همسرم دیگر نمی تواند به من اعتماد کند، ولی من فقط قربانی یک کنجکاوی احمقانه شدم تا جایی که دیگر زندگی ام متلاشی شده است است.

به گزارش رکنا ؛ زن جوان که به اتهام برقراری رابطه نامشروع و انتشار محتویات مستهجن در اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … گوشی هوشمند با اعلام شکایت همسرش دستگیر شده است بود، راجع به چگونگی این ماجرا گفت: چند ماه قبل زمانی که مشغول انجام کارهای منزل بودم پیامکی با عنوان «سلام» برایم ارسال شد شماره تلفن فرستنده خبر برایم کاملاً ناآشنا بود. تردید داشتم که به آن خبر پاسخ بدهم یا نه؟ در همین افکار سیر می کردم که به خاطر یک کنجکاوی راحت تصمیم گرفتم فرستنده خبر را سر کار بگذارم به همین علت در پاسخ او پیامی با این مضمون «علیک سلام که چی!» برایش فرستادم.

ارتباط پیامکی من و سعید این گونه شروع شد و مدتی ادامه یافت من هم که فکر می کردم طرف مقابلم یک پسربچه است و او را سر کار گذاشته ام مدام به خبر هایش پاسخ می دادم. تا این که او از من درخواست ملاقات کرد. به همین خاطر سر قرار با او در اطراف یکی از میدان های شهر حاضر شدم، ولی هنگامی که چشمم به جوانی که سرقرار آمده بود، افتاد تازه فهمیدم چه اشتباه بزرگی مرتکب شده است ام. او کارگر فروشگاه محله ما بود، ولی دیگر دیر شده است بود و نمی توانستم خودم را پنهان کنم.

شروع شد، سلام&quot، زندگی مشترکی که به خاطر رابطه با شاگردمغازه محل از هم پاشید ، اولش با یک پیامک&quot

چون می ترسیدم او با آبروی من بازی کند به همین خاطر ارتباطم را با سعید ادامه دادم. دیگر به خبر های شبانه او عادت کرده بودم این ارتباط خیابانی تا آن جا پیش رفت که جملات مبتذل و مستهجن جهت یکدیگر ارسال می کردیم. در همین روزها بود که همسرم متوجه عنوان شد و از دادگاه تقاضای طلاق کرد من هم که نمی خواستم زندگی ام را از دست بدهم چند شکایت مانند تقاضای مهریه مطرح کردم، ولی او با دسترسی به پیامک هایی که جهت سعید فرستاده بودم دوباره از من شکایت کرد. حالا هم می دانم این نتیجه آتشی است که خودم آن را شعله ور کردم، ولی نمی دانم سرانجام دختر ۳ ساله و آینده تاریکم چه خواهد شد.

بازپرس پرونده بعد از شنیدن بیانات این زن دستور احضار سعید را صادر کرد.

فریده در حالی که دختر خردسالش را در آغوش می فشرد، به بازپرس پرونده گفت: می دانم اشتباه جبران ناپذیری را مرتکب شده است ام و همسرم دیگر نمی تواند به من اعتماد کند

واژه های کلیدی: زندگی | کنجکاوی | برقراری رابطه | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz